رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

13 بدر و سالگرد اشنایی من و احسان

1393/1/16 11:59
نویسنده : رومینا
240 بازدید
اشتراک گذاری

 13 بدر امسال  به ما خیلی خوش گذشت  همگی رفتیم  باغ متین جون  قلب    حدود 30 40 نفر بودیم کلی  رقصیدیم و شادی کردیم  تشویق  سالهای گذشته همیشه با خانواده میرفتیم  و بیشتر اوقات   جمع ساکتی داشتیم  ولی امسال همه  شلوغ و شیطونی میکردیم .  

 

 

دوستان ببخشید  به قدری در حال شلوغ بازی بودیم یادم رفت که عکس بگیرم خیلی  حیف شد . همین 1 عکس رو گرفتم گریه

 

 اون روز هم سالگرد اشنایی من و احسان بود 13 بدر سال 89 با هم   به صورت اتفاقی اشنا شدیم  . و الان در کنار هم احساس خوشبختی میکنیم 

 اخر شب هم نحسی سیزده به من خورد  موقع خداحافظی وقتی داشتم از پله ها  میومدم پایین از 5 تا پله اهنی افتادم گریه خنثی خدا رو شکر بهترم .نیشخند

 

 

 

ماجرای اشناییمون رو فکر کنم قبلا نوشته باشم ولی مختصری رو براتون میگم تا برای رادوین یادگاری بمونه . روز سیزده فروردین بود که من اصلا دوست نداشتم برم گلخونه دکتر رسا .  با اخم و معطل کردن خونواده بالخره راهی گلخونه شدیم  بعد از صرف ناهار  احسان از دوستان دکتر بود و براش امانتی اورده بود و اومد اونجا . همین که وارد اتاق شد زن داداشم به شوخی میگفت رومینا پسر خوبی  به نظر میرسه    سبزتووووووووووو گره بزن .نیشخند  اخر  صحبت  رسید به موسیقی و  احسان گفت  تدریس گیتار و پیانووووووو میکنم   منم چون عاشق گیتار بودم کارتشون رو گرفتم 20اردیبهشت اولین جلسه کلاسم بود . بعد با هم رفتیم این گیتار رو خریدیم . این گیتار  برام خیلی عزیزه چون باعث رسیدن من و احسان بود 


پ

چون کلاسم خصوصی بود و مامانش اینا من و   میدیدن که میرم و میام  مامان احسان (مادرشوهر) به احسان گفته بود که دختر خوبی در موردش فکر کن .  و ما 20مرداد 89 عقد کردیم نیشخند 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

امیرحسین کوچولو نفس ما
15 فروردین 93 13:15
انشاالله همیشه خوشبخت باشید.کاش ماجرای آشناییتون رو هم مینوشتی الهــــی،الان پات خوبه رومینا جونم؟
رومینا
پاسخ
به روی چشم مینویسم خدا رو شکر بهترم
امیرحسین کوچولو نفس ما
15 فروردین 93 15:35
ممنونم عزیزم که نوشتی خیلی جالب بود،ماشاالله چقدر زود عقد کردید ماجرای آشنایی منو رضا تا عقدمون 4 سال طول کشید.خخخخخخ
رومینا
پاسخ
مرسیییییییی عزیزم ا دیگههههههههههه خیلی عجله داشتیم
شکوفه
15 فروردین 93 19:13
سلااااام به دوست جونی خودم.سال نو مبارک.انشالا که سال خوبی براتون باشه و از خدا براتون بهترینها رو آرزو میکنم. عزیزم باور کن اصلا فرصت نمیشه بیام نت.حتی نتونستم عکسای تولد مانی رو بذارم. الانم که خونه ی مامانمم و بالاخره تصمیم گرفتم سری به وبم بزنم.البته با تبلت. باور کن خیلی دلم براتون تنگ شده بود.سر میزدم بهتون،ولی فرصت کامنت گذاشتن نداشتم. رادوین عزیزمو ببوس.
رومینا
پاسخ
سلاممممممممممم دوست مهربونم . شما هم سال خوبی داشته باشید در کنار همسری و دوتا فرشته دوست داشتنیت . اخه من دل نگرون شدم . ایشالله که در کنار هم شادباشید .
الهه مامان مبین
17 فروردین 93 12:24
13تون به در رومینا جون
رومینا
پاسخ
شکوفه
18 فروردین 93 2:43
سلام عزیزم.تو کامنت قبلی فرصت نشد بنویسم.سالگرد آشناییتون مبارک. امیدوارم خوشبختیتون پایدار باشه در کنار رادوین عزیزم و بقیه ی نینی هاتون
رومینا
پاسخ
سلام دوست خوبممممممم مرسییییییییییییی از محبتت . خدایی بقیه نی نی ها رو خوب اومدیییییییییییییییییی
معصومه
18 فروردین 93 17:07
ان شاالله همیشه شاد و خوشبخت باشین در کنار رادوین عزیزم.. بوس..بوس
رومینا
پاسخ
عاطفه مامان ستیا
18 فروردین 93 18:21
خدارو شکر که سال رو خوب شروع کردین رومینا جونخاطره آشناییتون هم واقعا جالب بود انشاا.. همیشه در کنار هم شاد و خوشبخت باشید
رومینا
پاسخ
مرسیییییییییییییییییی دوست عزیزم
مامان آرمیتا
18 فروردین 93 19:36
سلام عزیزم ممنون بهمون سرزدی نبودن وکم کاری من دلایلی داره بزودی میام با پست های جدید رادوین نازمو ببوس
رومینا
پاسخ
امیرحسین کوچولو نفس ما
18 فروردین 93 23:32
عزیزم شرمنده دیر شد الان خصوصی برات میگذارم